محمد تقي جعفري
25
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
به هم مىپيوندند و از هم مىگسلند حيات و ممات از آن جا ناشى مىشود . » ( 1 ) 12 - « چيزى كه اين مرد را نورانى مىكرد قلب بود ، عقلش از نورى ساخته شده بود كه از قلبش بيرون مىآمد . » ( 2 ) 13 - « اسلوب هيچ و عمل بسيار ، مباحث نظرى غامض حاوى سر گيجهاند . ( 3 ) هيچ چيز حكايت نمىكند كه او روحش را در رموز عرفانى به زحمت مىانداخت . رسول مىتواند جسور باشد ، اما اسقف بايد محبوب باشد . محتملًا از تدقيق كامل در بعض معضلات كه از جهاتى به عقول بزرگان خارق العاده اختصاص دارند ، پروا داشت ، زير دهليزهاى معما دهشت مقدسى وجود دارد ، اين حفره هاى تاريك آن جا دهان گشودهاند ، اما چيزى ، به شما كه رهگذر حياتيد مىگويد : اين جا داخل نبايد شد . واى بر كسى كه قدم در آن گذارد نوابغ در ژرفاى ناپيداى ( تجريد ) و ( مسائل نظرى بحث ) كه به اصطلاح فوق اصول عقايد قرار دارند - افكارشان را به خداوند عرضه مىدارند . مناجاتشان محاجهاى جسورانه در بر دارد ، عبادتشان استفهام است . اين همانا دين مستقيم است و براى كسى كه خطر كند و قدم در اين سراشيب گذارد ، سرشار از اضطراب و مسئوليت . » ( 4 ) 14 - « تفكر بشرى هيچ حدى ندارد ، اين با رفتن در كام خطرها و مهالك حيرت خود را تحليل و كاوش مىكند . تقريباً مىتوان گفت كه به وسيله يك نوع واكنش تابناك طبيعت را نيز از خود خيره مىسازد . عالم اسرار آميزى كه ما را احاطه مىكند هر چه بگيرد پس مىدهد و شايد سير كنندگان خود مورد سيرند . به هر حال در روى زمين مردانى هستند ( آيا واقعاً مردانند ؟ ) كه آشكارا در قعر آفاق تحير ، ارتفاعات
--> ( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 232 . . ( 2 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 233 . . ( 3 ) مسائل پيچيدهء فلسفه از همين قرار است كه هوگو مىگويد ، ولى نه براى آن كه در فلسفه انديشه هاى ورزيده دارند . . ( 4 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 233 . .